الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

171

الغدير ( فارسي )

كه از او رسيده است چيزى جز آئين درست و دوستى خالصانهء خاندان وحى و شيعه گرى پاك از هر گونه آلودگى ، نديده‌ايم و آنچه بر اطمينان و اعتماد انسان به عبدى مىافزايد ، روايتى چون روايت ابى داود منشد سليمان بن سفيان مسترق است كه با پذيرفتگى ثقه بودن عبدى ، نقل كرده است . و اين ابو داود ، شيخ شخصيتهاى بزرگى مانند : « حسن بن محبوب » و « محمد بن حسين بن ابى خطاب » و « على بن حسن بن فضّال » است . كما اينكه به پا خاستن شخصى چون « حسين بن محمد بن على ازدى كوفى » ، از ميان جمعى كه عبدى را ثقه و صاحب جلالت مىشناسند ، و به تنهائى به تأليف كتابى در اخبار و اشعار وى پرداختن ، كه نجاشى در صفحهء 49 فهرستش چنين كتابى را از جملهء كتب ازدى برشمرده است ما را به پايگاه بلند عبدى در نزد بزرگان مذهب آشنا مىكند و از اينكه وى را در علم و دين بزرگ مىشمرده‌اند . آگاه مىسازد . نبوغ عبدى در ادب و حديث آنكه بر شعر شاعر مورد بحث ما « عبدى » و خوبى و جزالت و روانى و عذوبت و شيرينى و فخامت و استوارى آن واقف است ، به نبوغ وى در شعر و مهارت او در فنون آن گواهى خواهد داد . و بر پيشگامى و پيش آهنگى او اعتراف مىنمايد ، و مىداند كه ستايش سيد الشعراء حميرى كه او را شاعرترين مردم خواند ، از زبان اهلش در آمده بمورد به كار رفته است . « ابو الفرج » در صفحهء 22 جلد 7 اغانى از ابى داود مسترق سليمان بن سفيان روايت كرده است كه گفت : سيد و عبدى هر دو در انجمنى گرد آمدند و سيد چنين سرود : انّى ادين بما دان الوصىّ به يوم الخريبة من قتل المحلَّينا و بالَّذي دان يوم النهروان به و شاركت كفّه كفّى بصفّينا : من در كشتن آنانيكه در خريبه ( 1 ) فرود آمدند . با على وصىّ هم عقيده‌ام . »

--> ( 1 ) - جائى در بصره كه جنگ جمل در آنجا رخ داد .